سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

105

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

اين سخن را همه پسنديدند ، و قرار بر آن نهادند همين را حربهء تبليغ ضدّ پيغمبر قرار دهند ، و سپس از دور وليد پراكنده شدند و از آن پس سر راه كاروانيان مىنشستند ، و به هر كه برخورد مىكردند مىگفتند : مبادا به او نزديك شوى كه او چنين است . خداوند درباره وليد اين آيات را نازل كرد : « و ذرنى و من خلقت وحيداً » . « و جعلت له مالا ممددا » . « و بنين شهوداً » . « و مهّدت له تمهيدا » . « ثم يطمع ان ازيد » . « كلّا انّه كان لآياتنا عنيدا » . « سأرهقه صعوداً » . « انّه فكّر و قدّر » . « فقتل كيف قدّر » . « ثم قتل كيف قدّر ثمّ نظر » . « ثم عبس و بسر » . « ثم ادبر و استكبر » . « فقال ان هذا الّا سحر يؤثر » . « انّ هذا الّا قول البشر . . . » . « 1 »

--> قرار مىگرفت چندانكه گاهى مجبور مىشد دست از خويشاوندى بشويد ، و يا با عقايد آنان مخالفت ورزد . ( مترجم ) ( 1 ) بگذار مرا با آن مرد كه در آفرينش او از كسى مدد نگرفتم ( تا از او انتقام